گفتار پنجاه وپنجم
بسمه تعالی
به حباب نگران لب یک رود قسم !
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت ....
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
و وای از غبار عادت ...
همیشه با نفس تازه راه باید رفت
لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد...
به اشک جاری یک چشم قسم !
به حباب نگران لب یک رود قسم !
غصه هم خواهد رفت ، غصه هم .....!!!!!!!




بعد از مدتها دوباره سلام



